ایستگاههای اتوبوس عجیب شوروی سابق؛ معماری خلاقانه در دل یک سیستم یکنواخت
مقیاس خرد یکی از مهمترین عواملی بود که به معماران محلی آزادی عمل بیشتری میداد. ساخت یک ایستگاه اتوبوس معمولاً به تأیید لایههای متعدد بوروکراتیک نیاز نداشت و بودجه محدود این پروژهها نیز باعث میشد کمتر مورد بررسی دقیق قرار بگیرند. در نتیجه، برخی معماران محلی فرصت پیدا میکردند ایدههای جسورانهتری را اجرا کنند.
این وضعیت به پدیدهای شبیه «مقاومت خاموش» منجر شد. درحالیکه سیستم شوروی بر یکنواختی و استانداردسازی تأکید داشت، برخی معماران ناشناس راهی برای نشان دادن فردیت و خلاقیت خود پیدا کردند؛ نه از طریق مخالفت آشکار، بلکه با استفاده از فضاهایی که کمتر مورد توجه سیستم قرار میگرفت.
پروفسور کنستانتیناس یاکوولواس ماتکیس که در اواخر دهه ۱۹۶۰ رئیس طراحی جاده در لیتوانی بود، درباره نقش این ایستگاهها در ایجاد هویت محلی گفته است که طراحی آنها میتوانست چهرهای متفاوت برای جادهها و شهرها ایجاد کند و یکنواختی معماری دوران شوروی را تا حدی تغییر دهد.
گاهی یک ایستگاه از نظارتهای معمول دور میماند؛ چون در مسکو کسی متوجه جزئیات آن نمیشد یا کسی برای بررسی دقیق طرح وقت نمیگذاشت. همین موضوع به معماران اجازه میداد سبک شخصی خود را وارد پروژه کنند و تجربههایی را انجام دهند که در ساختمانهای بزرگتر امکان اجرای آنها کمتر بود.
به همین دلیل، بعضی از عجیبترین ایستگاهها از دل همین بیتوجهی شکل گرفتند؛ سازههایی که گاهی نه سقف مناسبی داشتند و نه دیوارهایی که مسافران را از باران محافظت کند و بعضی دیگر بیشتر به مجسمههای مدرن شباهت داشتند تا یک ایستگاه معمولی.
این سازههای متفاوت برای بسیاری از مردم شوروی بخشی از لحظات کوچک شادی و غافلگیری در زندگی روزمره بودند. در میان ساختمانهای خاکستری و تکراری، یک ایستگاه رنگارنگ یا عجیب میتوانست توجه رهگذران را به خود جلب کند و فضای متفاوتی ایجاد کند.
عکاس: Christopher Herwig
برخی پژوهشگران معتقدند این آزادیهای کوچک میتوانست مانند یک سوپاپ اطمینان عمل کند؛ فرصتی برای معماران و هنرمندان تا خلاقیت خود را نشان دهند و برای مردم عادی نیز لحظهای متفاوت در زندگی روزمره ایجاد شود.
کشف دوباره ایستگاههای اتوبوس شوروی؛ پروژه کریستوفر هرویگ
داستان کشف دوباره این گنجینههای معماری نیز به اندازه خود ایستگاهها جذاب است. کریستوفر هرویگ، عکاس کانادایی، در سال ۲۰۰۲ هنگام سفر دوچرخهسواری از لندن به سنپترزبورگ برای نخستینبار با یکی از این ایستگاههای عجیب روبهرو شد. چیزی که دید آنقدر برایش شگفتانگیز بود که تصمیم گرفت پروژهای طولانیمدت برای ثبت و مستندسازی این سازهها آغاز کند.
هرویگ طی بیش از یک دهه به جمهوریهای مختلف اتحاد جماهیر شوروی سابق سفر کرد؛ از قزاقستان و بلاروس گرفته تا ارمنستان و کشورهای حوزه بالتیک. او هزاران کیلومتر را در جادههای اصلی و فرعی طی کرد تا ایستگاههای کمتر شناختهشده را پیدا و از آنها عکاسی کند.
نتیجه این تلاشها انتشار دو جلد کتاب با عنوان Soviet Bus Stops در سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۷ بود. این کتابها توجه جهانی را به بخش کمتر شناختهشدهای از معماری دوران شوروی جلب کردند.
هرویگ فقط یک عکاس نبود؛ او بهتدریج به نوعی مورخ و مردمشناس این سازهها تبدیل شد. او با ساکنان محلی گفتوگو کرد و درباره داستان ساخت ایستگاهها و پیشینه آنها اطلاعات جمعآوری کرد.
فعالیتهای هرویگ موج تازهای از علاقه به این معماری ایجاد کرد. هنرمندان، معماران و علاقهمندان معماری از نقاط مختلف جهان به این سازهها توجه نشان دادند و نمایشگاههایی از تصاویر او برگزار شد. ایستگاههایی که زمانی در حاشیه قرار داشتند، به بخشی از میراث فرهنگی و معماری شوروی تبدیل شدند.
از ایستگاههای اتوبوس تا موزههای روباز
امروز وضعیت این ایستگاهها متفاوت است. برخی همچنان مورد استفاده قرار میگیرند و هر روز مسافران محلی از آنها استفاده میکنند. برخی دیگر متروکه شدهاند و تعدادی نیز به جاذبههای گردشگری یا موزههای کوچک محلی تبدیل شدهاند.
در کشورهایی مانند لیتوانی و استونی، برنامههایی برای حفاظت و مرمت بعضی از این سازهها آغاز شده است. این ایستگاهها برای برخی جوامع محلی بخشی از میراث فرهنگی و یادگاری از یک دوره تاریخی پیچیده محسوب میشوند.
در برخی جمهوریهای آسیای مرکزی شرایط متفاوت است و تعدادی از این سازهها با ساختمانهای مدرن جایگزین میشوند. در روسیه نیز دیدگاههای متفاوتی درباره سرنوشت آنها وجود دارد؛ برخی این ایستگاهها را یادگار معماری یک دوره تاریخی میدانند و برخی دیگر بر نوسازی و جایگزینی آنها تأکید دارند.
همزمان، پدیدهای با عنوان «گردشگری معماری شوروی» نیز شکل گرفته است. گردشگرانی از کشورهای مختلف برای دیدن این سازههای خاص سفر میکنند و برخی راهنماهای محلی تورهایی با محوریت معماری دوران شوروی برگزار میکنند. بعضی از ایستگاهها نیز به سوژهای جذاب برای عکاسی تبدیل شدهاند.
رسانههای اجتماعی نیز در شناختهشدن دوباره این معماری نقش مهمی داشتهاند. تصاویر ایستگاههای عجیب شوروی در شبکههای اجتماعی منتشر شدند و عکاسان جوان به دنبال نمونههای ناشناختهتر رفتند. افزایش توجه عمومی باعث شد بحث درباره حفاظت از این سازهها نیز جدیتر شود.
کریستوفر هرویگ در گفتوگوهای خود اشاره کرده است که پیدا کردن اطلاعات درباره معماران اصلی بسیاری از این سازهها بسیار دشوار بوده است. با این حال، بررسیهای انجامشده نشان میدهد که برخی معماران برای اجرای طرحهای خلاقانه از روشهای مختلفی استفاده میکردند.
استفاده از مصالح اضافی: یکی از روشها استفاده از مصالح باقیمانده پروژههای بزرگتر بود. مصالحی که پس از پایان یک پروژه ساختمانی باقی میماند، میتوانست برای ساخت یا تزئین ایستگاههای اتوبوس مورد استفاده قرار گیرد.
طرحهای تدریجی: بعضی ایستگاهها ابتدا بسیار ساده ساخته میشدند و سپس در جریان تعمیرات و نوسازیهای بعدی، عناصر تزئینی و خلاقانه به آنها اضافه میشد.
تکیه بر هویت بومی: استفاده از عناصر فرهنگ و هنر محلی نیز راهی برای توجیه طرحهای متفاوت بود. طرحهایی که بهعنوان بازتابدهنده فرهنگ منطقه معرفی میشدند، میتوانستند راحتتر مورد پذیرش قرار بگیرند.
همکاری جوامع محلی: در برخی موارد، ساخت ایستگاهها با مشارکت ساکنان محلی انجام میشد و هنرمندان و کارگران منطقه نیز در اجرای آنها نقش داشتند.
ایستگاههای اتوبوس شوروی سابق فراتر از تاریخ یک کشور، نمونهای از پیوند میان سیاست، فرهنگ، معماری و فضای عمومی هستند. هرکدام از این سازهها روایتی از رابطه میان طراحی رسمی و خلاقیت فردی را در خود جای دادهاند.
این ایستگاهها همچنین نشان میدهند که معماری همیشه فقط نتیجه نقشههای رسمی و پروژههای بزرگ نیست. گاهی یک سازه کوچک و کماهمیت میتواند به سندی از فرهنگ یک دوره تاریخی تبدیل شود؛ درست در جایی که کمتر کسی انتظار دیدن اثری ماندگار را دارد.