محمود دینی از بازیگران شناختهشده سینما و تلویزیون ایران است که بیشتر مردم او را با نقش «علی» در سریال خاطرهانگیز «آیینه عبرت» به یاد میآورند. همزمان با بازپخش این سریال، تصاویر جدید او پس از حدود ۳۸ سال در فضای مجازی مورد توجه قرار گرفت و تغییر چهره این بازیگر برای بسیاری از مخاطبان جالب بود.
مشخصات فردی
- نام: محمود دینی
- سال تولد: مهر ۱۳۴۲
- محل تولد: بیجار، استان کردستان
- حرفه: بازیگر، تهیهکننده و کارگردان
- تحصیلات: فوقدیپلم نظامی
- سالهای فعالیت: از دهه ۱۳۶۰ تاکنون

محمود دینی در گذر زمان/ عکس جدید از محمود پورمحمود
محمود دینی بازیگر کیست؟
محمود دینی از بازیگران باسابقه سینما و تلویزیون ایران است که بیشتر مردم او را با نقش ماندگار «علی» در سریال خاطرهانگیز «آیینه عبرت» میشناسند. او با بازی در این مجموعه به شهرت رسید و در ادامه نیز در فیلمها و سریالهای متعددی به ایفای نقش پرداخت. علاوه بر بازیگری، محمود دینی در سالهای اخیر در حوزه تهیهکنندگی و تولید آثار سینمایی و تلویزیونی نیز فعالیت داشته است.
محمود دینی چند سال دارد؟
محمود دینی متولد مهر ۱۳۴۲ در بیجار استان کردستان است و در سال ۱۴۰۵، ۶۳ سال دارد. او دارای مدرک فوقدیپلم نظامی است و فعالیت هنری خود را از اواخر دهه ۱۳۶۰ آغاز کرد. نخستین تجربه حضورش مقابل دوربین در فیلم سینمایی «تیغ و ابریشم» به کارگردانی مسعود کیمیایی بود که در آن نقشی کوتاه ایفا کرد. پس از آن، با بازی در نقش «علی» در سریال «آیینه عبرت» به محبوبیت فراوانی دست یافت و به یکی از چهرههای شناختهشده تلویزیون ایران تبدیل شد.

دختران محمود دینی در کنار مرجانه گلچین/ عکس از علیرضا لاجورد
ازدواج و همسر محمود دینی
محمود دینی سالهاست ازدواج کرده و زندگی مشترک آرام و بهدور از حاشیهای دارد. با وجود شهرت او، اطلاعات چندانی درباره هویت، شغل یا جزئیات زندگی همسرش در رسانهها منتشر نشده است؛ چرا که این بازیگر همواره ترجیح داده زندگی خانوادگی خود را از فضای رسانهای دور نگه دارد. با این حال، محمود دینی در گفتوگوهای خود بارها از همسرش بهعنوان همراه، همدل و تکیهگاه همیشگی در تمام فراز و نشیبهای زندگی یاد کرده است.
فرزندان محمود دینی
ثمره زندگی مشترک محمود دینی و همسرش سه دختر به نامهای نگار، ندا و نادیا است. او رابطهای صمیمانه با فرزندانش دارد و خانواده را مهمترین بخش زندگی خود میداند. هرچند دختران محمود دینی نیز مانند مادرشان حضور پررنگی در رسانهها ندارند، اما انتشار برخی تصاویر خانوادگی در سالهای اخیر نشان میدهد این بازیگر ارتباط نزدیکی با اعضای خانوادهاش دارد و همواره از حمایت آنها در مسیر زندگی و فعالیت هنری سخن گفته است.

محمود دینی و دخترش/ عکس از سینا صداقتی
محمود دینی در سریال «آیینه عبرت»
محمود دینی با ایفای نقش «علی» در سریال خاطرهانگیز «آیینه عبرت» به شهرتی گسترده دست یافت. این مجموعه که بین سالهای ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۳ در چند فصل از تلویزیون پخش شد، یکی از پرمخاطبترین سریالهای دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ بود و نقش مهمی در شناخته شدن او میان مردم داشت. شخصیت «علی» هنوز هم یکی از ماندگارترین نقشهای کارنامه هنری محمود دینی به شمار میرود و بسیاری از مخاطبان او را با همین نقش به یاد میآورند.
چرا محمود دینی دیگر کمتر بازی میکند؟
کاهش حضور محمود دینی در سینما و تلویزیون به معنای خداحافظی او از دنیای هنر نبود. او در سالهای اخیر مسیر حرفهای خود را تغییر داد و بیشتر بر تهیهکنندگی، تولید آثار سینمایی و تلویزیونی و فعالیتهای پشت صحنه تمرکز کرد. همین تغییر باعث شد حضورش به عنوان بازیگر نسبت به سالهای اوج فعالیتش کمتر شود. با وجود شایعات مختلف، تاکنون هیچ خبر رسمی مبنی بر ممنوعالکاری یا کنارهگیری کامل او از بازیگری منتشر نشده است و دلیل اصلی کمکاری او، تغییر اولویتهای حرفهایاش عنوان شده است.

تغییرات چهره محمود دینی پس از 38 سال
علت ممنوعالتصویری محمود دینی چیست؟
در فضای مجازی مطالب مختلفی درباره علت ممنوعالتصویری محمود دینی ستاره سریال های تلویزیونی دهه های گذشته و بازیگر نقش اول آیینه عبرت منتشر شده است اما اطلاعات رسمی و قابل استنادی که ممنوعالتصویری او را تأیید کند، در دسترس نیست. بنابراین نمیتوان با اطمینان گفت که او ممنوعالتصویر بوده است.

عکس جدید محمود دینی کنار دریا
محمود دینی کجا زندگی میکند؟
کمرنگ شدن حضور محمود دینی در تلویزیون باعث شده مخاطبان قدیمی همچنان پیگیر تازهترین اخبار درباره او و محل زندگیش باشند و این پرسش را مطرح کنند که از محمود دینی چه خبر؟
جزئیات دقیقی درباره محل زندگی فعلی او به صورت رسمی منتشر نشده است. به نظر میرسد محمود دینی در سالهای اخیر ترجیح داده بیشتر روی زندگی شخصی و فعالیتهای حرفهای خود تمرکز داشته باشد و کمتر در رسانهها حضور پیدا کند.
زهرا صالحی یزدی
2026/08/19سلام آقا محمود ما خاطرات زیادی از بچگی با شما داریم اون موقع 15سالمون بود و سال اول دبیرستان بودیم همه بچه ها شما رو دوست داشتن و عکستون داشتن عین همین عکسی که از جوونیتون تو سایت هست و سریال آئینه عبرت و دوست داشتن الانم داریم نگاه میکنیم و فکر کنم فردا آخرین قسمتش باشه
زهرا صالحی یزدی
2026/08/19سلام آقا محمود ما خاطرات زیادی از بچگی با شما داریم اون موقع 15سالمون بود و سال اول دبیرستان بودیم همه بچه ها شما رو دوست داشتن و عکستون داشتن عین همین عکسی که از جوونیتون تو سایت هست و سریال آئینه عبرت و دوست داشتن الانم داریم نگاه میکنیم و فکر کنم فردا آخرین قسمتش باشه کجا حرفام تکراریه
زهرا صالحی یزدی
2026/08/19سلام آقا محمود ما خاطرات زیادی از بچگی با شما داریم اون موقع 15سالمون بود و سال اول دبیرستان بودیم همه بچه ها شما رو دوست داشتن و عکستون داشتن
زهرا صالحی یزدی
2026/08/19سلام آقا محمود ما خاطرات زیادی از بچگی با شما داریم
زهرا صالحی یزدی
2026/08/19اون موقع سریال آئینه عبرت و میدیدیم
زهرا صالحی یزدی
2026/08/19همه بچه ها اون موقع دوستتون داشتن
زهرا صالحی یزدی
2026/08/19فردا قسمت آخر آئینه عبرته؟
زهرا صالحی یزدی
2026/08/19آقا محمود دوستتون دارم و عکستون تو گوشیم ذخیره کردم
زهرا صالحی یزدی
2026/08/19سلام آقا محمود دینی خوبین امروز قسمت آخر آئینه عبرت بود چقدرم قشنگ بود پشت صحنه شم خیلی قشنگ بود و خنده زیباتون خدا بیامرزه آقای جواد گلپایگانی رو الان متوجه شدم فوت کردن امروز تو قسمت آخر چقدر قشنگ از دست اونا که مواد مخدر میخواستم بیارن و میخواستم بلا به سرتون بیارن فرار کردین و چقدر قشنگ مأموریتتون و انجام دادین باریک ا… به شما که تو مصاحبه تون گفتین نون حلال تو زندگیتون هست و از نون حرام بیزارین شوهرم نشسته بود با هم سریالتون و نگاه میکرد گفتم ای بابا عجب گرفتاری شدیما لبخند زد اونم از اون دوران خاطرات داشت ما اون موقع 15 سالمون بود و عکستون و داشتیم یعنی دست همه بچه ها بود هیچوقت از خاطر ما فراموش نمیشین
زهرا صالحی یزدی
2026/08/19سلام آقا محمود دینی خوبین امروز قسمت آخر آئینه عبرت بود چقدرم قشنگ بود پشت صحنه شم خیلی قشنگ بود و خنده زیباتون خدا بیامرزه آقای جواد گلپایگانی رو الان متوجه شدم فوت کردن امروز تو قسمت آخر چقدر قشنگ از دست اونا که مواد مخدر میخواستم بیارن و میخواستم بلا به سرتون بیارن فرار کردین و چقدر قشنگ مأموریتتون و انجام دادین باریک ا… به شما که تو مصاحبه تون گفتین نون حلال تو زندگیتون هست و از نون حرام بیزارین شوهرم نشسته بود با هم سریالتون و نگاه میکرد گفتم ای بابا عجب گرفتاری شدیما لبخند زد
زهرا صالحی یزدی
2026/08/19چه جمعیتیم تو پشت صحنه به استقبالتون اومده بودن
زهرا صالحی یزدی
2026/08/19چه جمعیتیم سال 1370 به استقبالتون اومده بودن
زهرا صالحی یزدی
2026/08/19هیچگاه از خاطر ما فراموش نمیشین
زهرا صالحی یزدی
2026/08/19ما همواره دوستتون داریم
زهرا صالحی یزدی
2026/08/19اون موقع سال 70 ما عکستون و داشتیم
زهرا صالحی یزدی
2026/08/19صد و هزار افسوس که سریال آئینه عبرت تموم شد و دیگه نمیتونیم صورت زیباتون و از تلویزیون ببینیم
زهرا صالحی یزدی
2026/08/19صد و هزار افسوس که سریال آئینه عبرت تموم شد
زهرا صالحی یزدی
2026/08/19و دیگه نمیتونیم صورت زیباتون و از تلویزیون ببینیم
زهرا صالحی یزدی
2026/08/19آقا محمود عزیز أخر مصاحبه تون گفتین خیلی ممنون که به یادم بودین ما همیشه به یادتون هستیم
زهرا صالحی یزدی
2026/08/20سلام آقای دینی الان منتظر تکرار آئینه عبرت بودم سینمای کوتاه و که اصلا دوست ندارم گذاشت یه شعر قبلش آقای معتمدی خوند اگه بله داشتین براتون آهنگش و میفرستادم حالا شعرش و براتون مینویسم منتظرم ببینم بعد سینمای کوتاه میذاره آئینه عبرت و یا 8 صبح میذاره
حالا که میروی همراه جاده ها برگرد و پس بده تنهایی مرا بی خاطرات تو بی آرزوی تو دل را کجا برم شب گریه را کجا دیگر گریه تنها حالم را می داند از عشق دلتنگیهایش میماند جا ماندیم آه ای دل ای موج بی ساحل
دلمون براتون تنگ میشه آقای دینی
به یادتون آهنگ و گوش میکنم
زهرا صالحی یزدی
2026/08/20شما عشق دوران نوجوانی ما هستین عکس شما رو اول دبیرستان خریدیم تو مدرسه نشون هم میدادیم حالا عشق قدیمی دوباره زنده شده اتفاقا برا منم سؤال بود که چرا تو هیچ فیلمی دیگه بازی نکردین الان با آهنگ آقای معتمدی همون عکستون و که خریدیم از اینترنت تو گوشیم دانلود کردم دارم به یادتون گوش میدم تو دبیرستان عکستون و نشون دوستام میدادم و میگفتم دوستتون دارم خیلی زیاد دوستتون دارم و دلم براتون تنگ میشه انشاا… اونایی که نذاشتن کار کنین جواب پس میدن
زهرا صالحی یزدی
2026/08/20شما عشق دوران نوجوانی ما هستین عکس شما رو اول دبیرستان خریدیم تو مدرسه نشون هم میدادیم حالا عشق قدیمی دوباره زنده شده اتفاقا برا منم سؤال بود که چرا تو هیچ فیلمی دیگه بازی نکردین انشاا… اونایی که نذاشتن کار کنین جواب پس میدن
زهرا صالحی یزدی
2026/08/20اتفاقا برا منم سؤال بود که چرا تو هیچ فیلمی دیگه بازی نکردین انشاا… اونایی که نذاشتن کار کنین جواب پس میدن
زهرا صالحی یزدی
2026/08/20خوشحال شدم 8 صبح فردا تکرار آئینه عبرته
زهرا صالحی یزدی
2026/08/20صداتون و میشنوم ضربان قلبم میره بالا و آروم میشم منم تو مهر 57 به دنیا اومدم و لیسانس روانشناسی بالینی دارم مصاحبه تون و از اینترنت دانلود کردم تو گوشیم
زهرا صالحی یزدی
2026/08/20سلام آقا محمود خوبین امروز 8 صبح تکرار قسمت آخر آئینه عبرت بود دلم میخواست پشت صحنه تون و تو گوشیم داشته باشم و اون خنده زیباتون و انشاا… هر جا هستین خوش سالم و موفق باشین همیشه دوستتون دارم و قلبم برای شما میطپه
زهرا صالحی یزدی
2026/08/20سلام آقای محمود دینی خوبین خیلی دلتنگتون هستم تمام دنیا و رویام شدین ببخشین که بعضی پیامام تکراری بود خیلی ممنونم که همه رو خوندین سعی میکنم دیگه تکراری ننویسم امروز آئینه عبرت تموم شد و سریال آئینه به جاش اومد همسرم خیلی دستش خالیه یه کم جوشیه دو بار سکته رد کرده به خاطر همین مجبوره با اسنپ بره بیاد الانم محل کارشه اضافه کاری مونده زیر نظر دکتره همه مون یه جورایی گرفتاری داریم خانواده م بینهایت اذیتم کردن به خصوص مادرم با آبروم بازی کردن میدونین به خاطر چی به خاطر اینکه به مدت دلم میخواست بیام تو صدا و سیما و تو آموزشگاه بازیگری ثبت نام کرده بودم و به گروه تأتر کوچک داشتیم که میخواستیم داستان چیستا یثربی رو که آخرش به واقعه عاشورا میخورد روی صحنه ببریم و تو جشنواره تأتر فجر شرکت کنیم که اون گروهم بهم نارو زدن و پولم و خوردن آخه خیلی مهربون و دلرحمم پول بازنشستگی همسرم و دادم تا از این همه درد راحت شه همه شون و به خدا وا گذار کردم و مثل شما حلالشون نمیکنم هم خانواده م هم گروه تأتر و دیگه از تنهایی به خدا و 14 معصوم پناه آوردم و بهشون گفتم خانواده آسمانی دارم یه خانم دکتری تو مسجد باهاش دوست شدم با او درد و دل میکنم دکتر روانشناسه همسرم این ماهم بهش حقوق ندادن به خاطر مریضیش مجبوره دو سه ساعت محل کارش بخوابه پلیس پیشگیری نگهبان و حراسته محل کار قبلیش بیرونش کردن با اینکه اجازه خواب بهش داده بودن رفیقش رئیس وزارت توسعه و معادنه او اجازه ش و گرفته بود از دوران دبستان با هم دوستن با سردارام دوسته میخوام دو تا شعر از دلتنگی براتون بفرسم
زهرا صالحی یزدی
2026/08/20این گروه تأتر ما سال 91 1390 بود عکستون و رو صفحه گوشیم گذاشتم شعر محمد معتمدی رم که بار قبل براتون فرستادم رو زنگ گوشیم گذاشتم شعر آخر طوبی رم که الان براتون مینویسم بمان با من بمان رو زنگ اون سیم کارتم میخوام بذارم به یاد شما آرزو میکنم اون دنیا خدا شما رو قسمتم کنه حالا شعرام و شعر آخر طوبی رو میخوام براتون بنویسم که امشب شبکه آی فیلم پخش کرد بعدشم شعر اولش و براتون مینویسم آقای محمد اصفهانی این شهر و خوندن اینم به یادتون گوش میدم
بمان با من بمان با تو میمانم بمان ببین اشک مرا با من از باران بخوان رخ مپوشان تا نسوزد آتشی پروانه را رو مگردان تا بخوانم با تو این افسانه را رخ مپوشان تا نیفتد شعله بر هفت آسمان رو مگردان تا نیایم به فغان هر جای جهانم از من با خبری مانده از من به خواست بال و پری هر کجایم از خوایم میگذری تو که گاهی به نگاهی میسازی دنیای مرا به فروغ مهر و ماهی روشن کن شبهای مرا مانده از من اشک و آهی برگردان رویای مرا
بینهایت خوشحالم که باهاتون حرف میزنم میخوام یکی از قسمتهای برگریزان آئینه عبرت و دانلود کنم
زهرا صالحی یزدی
2026/08/20ببخشین خود گوشی اشتباه مینویسه
هر جای جهانم از من با خبری مانده از من به هوایت بال و پری هر کجایم از هوایم میگذری
زهرا صالحی یزدی
2026/08/20اون شعر اول طوبی رم بار بعد براتون مینویسم
زهرا صالحی یزدی
2026/08/21از دلتنگی دارم آئینه عبرت و از اولش میبینم با اینترنت گوشی فصل برگریزان آتقی خدا بیامرزه شون خیلی بامزه بودن
زهرا صالحی یزدی
2026/08/21این و حتما گوش کنین خیلی قشنگه کار امیر واعظی نوید نیکه فکر میکنم در آینده کارهای بسیار خوبی از شما خواهیم دید
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور دوره گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور هان مشو نومید چون واقف نیی از سر غیب باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند چون تو را نوح است کشتی بان غم مخور گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید هیچ راهی نیست کانرا نیست پایان غم مخور حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب جمله میداند خدای حال گردان غم مخور
زهرا صالحی یزدی
2026/08/21چون تو را نوح است کشتی بان ز طوفان غم مخور
زهرا صالحی یزدی
2026/08/21چون تو را نوح است کشتی بان ز طوفان غم مخور یه کلمه شد یادم رفته بود
زهرا صالحی یزدی
2026/08/21الان شوک شدم کاری نمیتونم بکنم با اینکه دیروزم چیزی نخوردم الانم نمیتونم بخورم خیلی روحیه حساس و لطیفی دارم کاش این کار و با من نمیکردین شاید خواست خدا بود خدا من و خیلی دوست داره بوسیله قرآن باهاش حرف میزنم هر کاری میخوام بکنم استخاره میکنم ولی عشق آقا محمود خیلی قوی بود یاد خدا تو دلم هیچ رنگی نداشت از بعد اون تأتر لعنتی الان که دارم اینا رو براتون مینویسم واقعا گریه م سرازیر شد نه به زبون شعر واقعا دارم گریه میکنم اون موقع از دلتنگی به زبون شعر گریه رو نوشتم از بعد اون تأتر لعنتی که آبروم تو کل فامیل رفت خانواده م باهام قطع رابطه کردن تا قبل از عید منزل مادر میرفتم دست و پایش و میبوسیدم هر چی دوست داشت میخریدم براش شوهر من دوتا سکته رد کرده بار آخر آنقدر جیغ زد که من ترسیدم شوهرم زبونم لال سکته سوم و بزنه همیشه از خدا میخوام اگه شوهرم یه طوریش میشه منم باهاش بمیرم چون دق میکنم من خورد و خوراکمم با اون حالم خوبه وقتی نیست پول نداره بیاد خونه چیز درستی نمیخورم با اینکه معده م زخمه انقدر جیغ زد که ترسیدم یه بلایی سر شوهرم بیاد خیلی تنهام دم دهنش و گرفتم جیغ نزنه بهم تهمت زد میخواسته من و بکشه انقدر دو رو و دروغگو و حیله گره خواهر بزرگم و بچه هایش فقط گفتم خدایا متوجه شون کن که اشتباه برخورد کردن باهام هم سن شماست متولد مهر 42 و برادرم که خیلی مهربون بود و به دادم میرسید تا تو بله پیام صوتی براش گذاشتم و گریه کردم که شوهرم این ماه حقوق نداره خیلی دستم خالیه اونم محل بهم نذاشت منم فعلا باهاش کاری ندارم به داییم گفتم مادر یه همچین تهمتی زده گفت باور نمیکنم ولی بعد جواب تلفنم و نداد قرآن یعنی خدا بهم گفت اینا زبون نفهمن عین اعراب جاهلیت نمیخواد باهاشون حرف بزنی خودم جوابشون و
زهرا صالحی یزدی
2026/08/21اون دنیا میدم اون زن که اسمش و نمیشه بذاری مادر گفت دیگه اینجا نیاین و من و شوهرم و با تحقیر بیرون کرد یه دختر 20 ساله دختر برادرم و که من هیچ نسبتی با اینا ندارم اجازه داد ما رو تحقیر کنن همه بچه های کوچیکتر از من و اجازه داد من و تحقیر کنن از بچگی همش همین کارا رو کرد زبون نیش دار تهمت بدبینی غیبت قرآن میخونه نماز میخونه دوبار مکه رفته شوهرم میگه از عاقبتش میترسم من و با اعصاب ناراحت آنقدر اذیت کرد که راهی بیمارستان شدم چرک تا پشت قلبم اومده بود در حال مرگ بودم دکتر زنده م کرد از بعد اون تأتر به خدا و چهارده معصوم پناه آوردم خیلی تنهام و پناهم خدا و چهارده معصوم و مسجد شد خلاصه حرف خیلی زیاده دیگه سرتون درد نمیارم تمام عکساتون پشت صحنه آئینه عبرت آهنگ آقای اصفهانی و آقای معتمدی هر چی یاد و خاطره ازتون داشتم پاک کردم من برا جهان آخرت شما رو میخواستم نه برای این دنیا این دنیا که هم من شوهر دارم هم شما زندگی همسر و دختر دارین خداحافظتون انشاا… موفق باشین
زهرا صالحی یزدی
2026/08/21بازم خیلی ممنونم که به حرفام گوش کردین غروب روز جمعه س و شهادت امام حسن عسکری میرم یه کم برا امام حسن عزاداری کنم غروب جمعه نامه اعمالمون و امام زمان میخونه برم باهاش حرف بزنم تو این مدت همیشه با خدا و امام زمان حرف میزنم الانم برای امام زمان و امام حسن اشکم سرازیر شد
زهرا صالحی یزدی
2026/08/21میخواستم خواهش کنم حرفام پیش خودتون فقط باشه هر کی سایت و باز میکنه اونا رو نخونده
خیلی ازتون ممنونم
زهرا صالحی یزدی
2026/08/21پدرم خیلی مهربون بود تو بازار تهران پارچه فروش بود سال 73 فوت کرد نه یه بار حرف بد نه دعوا خوابش و دیدم خودم و شوهرم جاش تو بهشته با علامه حلی خوابش و دیدن تو فامیل من برا ازدواجم برا امام حسین نذر کرده بودم هر سال به مستحق اطعام میدادم از چند سال پیش برا پدرم به بچه یتیما محرم و ماه مبارک رمضان کمک میکنم
زهرا صالحی یزدی
2026/08/21وقتی که فشار عصبیم خیلی شدید میشد مهر و تسبیح کربلا رو میگرفتم تو دستم فشار میدادم آرامش میگرفتم با خدا و امام زمان حرف میزدم گریه میکردم اون موقع که چرک تا پشت قلبم اومده بود اختلال تمرکز پیدا کرده بودم و چون مادرم اصرار کرد زود راه بیفتم هنوزم لق میزنم
زهرا صالحی یزدی
2026/08/22دارم نماز صبحم و میخونم سر نماز براتون دعا میکنم الان تلویزیون نوشت برای تعجیل در فرج زیاد دعا کنید چون همین فرج گشایش در کارهای شماست